برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
نشسته بودم صبحونه بخورم..همين ديشب ب فاطمه گفتم دايركتشك ديگه چك نميكنه...ديگه بهش دايركت نميدم...يهو ب سرم زد بيام اينجا...از صب دلم آشوبه...كوفتم شد...حالم بده...فك ميكردم اصا بودو نبودم مهم نيس...ولي انگار دنيارو بهم دادن...دلم برات تنگ شده...خيلي...بيمعرفت يه زنگ ك ميتوني بزني...من كلا از ٢تا٧شب تنهام...ولي حتي سراغيم نميگيري..اصا چرا گوشي نداري...؟!خيلي سوالا تو مخمه...ولي خيلي بده به هواي يكي بري جايي و اون نباشه...اومدم..نبودي...رفتم...
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
پس من تمام پست ها رو حذف میکنم ببخشید شما ؟

برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
من ؟اسم نويسنده رو بخون ميفهمي!
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی
روزاي سختي داره ميگذره..حال خوشي ندارم...سروم،استرس،فشار پايين...خونريزيي ك قطع نميشه...خستم...
خدافظ
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی